الفيض الكاشاني
اللئالي 8
مجموعة رسائل
وبإسناده عن الكاظم عليه السلام ، قال : ( ليس بينه وبين خلقه حجاب غير خلقه ، احتجب بغير حجاب محجوب ، واستتر بغير ستر مستور ) « 1 » . از فريب نقش نتوان خامهء نقاش ديد * ورنة در اين سقف زنگارى يكى در كار هست قال صاحب الفتوحات : « إنّ العالم غيب لم يظهر قطّ ، والحقّ تعالى هو الظاهر ما غاب قطّ . والناس في هذه المسألة على عكس الصواب ، فيقولون : العالم ظاهر « 2 » والحقّ تعالى غيب . فهم بهذا الاعتبار في مقتضى هذا الشرك كلّهم عبيد للسوى « 3 » ، وقد عافى اللَّه بعض عبيده عن « 4 » هذا الداء » . بر افكن پرده تا معلوم گردد * كه ياران ديگرى را مىپرستند بلى ، هر ذرّه كه از خانه به صحرا شود « 5 » صورت آفتاب بيند ، امّا نمىداند كه چه مىبيند . چندين هزار ذرّه سراسيمه مىدوند * در آفتاب وغافل از آن كآفتاب چيست وقتي ماهيان جمع شدند وگفتند « 6 » : چند گاه است « 7 » كه ما « 8 » حكايت آب مىشنويم ومىگويند « 9 » حيات ما از آب است وهرگز آب را نديديم ! بعضي شنيده بودند كه در فلان دريا ما هي هست « 10 » دانا وآب را ديده ، گفتند : پيش أو رويم تا آب را به ما نمايد . چون به أو رسيدند وپرسيدند « 11 » ، گفت : شما چيزى غير آب به من نماييد تا من آب را به شما بنمايم .
--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 3 ، ص 327 ، ح 27 . ( 2 ) - مر : الظاهر . ( 3 ) - مر : الهوى . ( 4 ) - مر : من . ( 5 ) - الف : + و . ( 6 ) - الف : + كه . ( 7 ) - مط : گويند ؛ الف : + كه . ( 8 ) - الف : + كه . ( 9 ) - الف : هست . ( 10 ) - مط : است . ( 11 ) - الف : رسيدن وپرسيدن .